صلح با طلبان؛ خیال است و محال است و جنون

downloadصلح چیست؟

صلح یعنی آشتی، گذشت، حل یک اختلاف به موافقت دو جانب  یا بهتر بگوئیم صلح به معنی آشتی دادن دو فرد یا افرادی که قبلن با هم مشکلی نداشتند ولی نظر به دلایلی بین شان اختلاف بوجود آمده باشد.

صلح نمیتواند یک جانبه باشد، چرا که در اینصورت آنرا صلح نه بلکه عفو میگویند. از همین رو هرگاه روی موضوعی بین دو یا چند فرد اختلافی وجود داشته باشد یا باهم درگیر باشند، با پا درمیان افراد خیرخواه هر دو طرف متخاصم یا هردو جانب اختلاف را برای آشتی دادن یا همان صلح دعوت میکنند.

واضح است که جانبین صلح باید هردو برای آشتی و گذشت رضایت داشته باشند و صلاحیت عام و تام برای تامین رابطه دوستانه مجدد بین یکدیگر را نیز داشته باشند. هرگاه یکی از طرفین قضیه نخواهد که با جانب مقابل خود آشتی کند، صلح صورت نگرفته و در این حالت  گذشت یک جانبه را نمیتوان صلح نامید. از همین رو است که در صلح رضایت ، قصد و اختیار شروط اساسی پنداشته میشوند.

ما باکی صلح می کنیم؟

اگر با توجه به آنچه در مورد صلح و شرایط آن ذکر شد، نظر کوتاهی به سریال بی پایان صلح افغانستان بیندازیم، خواهیم دید که حکومت افغانستان میخواهد با طالبانی آشتی کند که از بدو تولد این گروه در تضاد با دولت قرار داشته اند. یعنی اینکه طالبان گروهی مزدور و اجیر بیگانگان اند که رهبری شان توسط پاکستانی ها صورت میگیرد و هیچگاه این گروه با مردم افغانستان دوست نبوده و نخواهند بود.

بیش از ده سال است که حکومت افغانستان در تلاش است تا با طالبان صلح کند، اما نه اینکه خواسته دولت افغانستان از سوی طالبان پذیرفته نشده است، بلکه هربار که دولتمردان افغانستان دست دوستی و آشتی به سوی طالبان دراز کرده اند، طالبان جواب خود را با حملات انتحای و کشتن فرزندان این سرزمین داده اند. این خود ثابت می سازد که اگر افغانستان کمک های مالی تمام جهان را نیز در راه صلح با طالبان مصرف کند، هرگز به این کار موفق نخواهد شد، زیرا طالبان اختیار صلح با دولت افغانستان را ندارند و اربابان شان این اجازه را به طالبها نمی دهند. حامیان طالبان قلبن هرگز حاضر به مصالحه نشده اند، و مصروف نگهداشتن افغانها به تنش ها و اختلافات داخلی بهترین وسیله رسیدن به اهداف شوم اربابان خارجی طالبان است.

رهبران افغانستان هر از گاهی از حامیان طالبان در پاکستان دعوت میکنند تا بدر راستای صلح میان دولت افغانستان و طالبان پا درمیانی کنند و در نشست های بین المللی دست عجز و ونیاز پیش پاکستانی ها دراز میکنند و از انها میخواهند که طالبان را پای میز مذاکره بکشانند.

نقش پاکستان در صلح:

پاکستان موسس(مولد)، مربی و حامی اصلی طالبان و عامل اصلی وحشت و دهشت در افغانستان است. اگر عقبگرد مختصری به تولد گروهی بنام طالب داشته باشیم می بینیم که این گروه در خاک پاکستان تاسیس ، تربیت و تجهیز شده و سپس برای انجام اهداف خاصی وارد خاک افغانستان شدند. این گروه با حمایت مستقیم سازمان استخباراتی پاکستان از ضعف حکومت وقت در افغانستان استفاده کرده و افغانستان را به تصرف خود در اوردند. همین پاکستان بود که گروه کوچک ملا های کم سواد و بیسواد را تا جائی بزرگ کرد که اکثریت جغرافیای افغانستان را در کنترول خود در آورده وحکومت و نظام طالبانی را تاسیس کردند و بر مردم افغانستان انچنان که برای شان از پاکستان دستور میرسید حکومت کردند.

بدون شک که تاسیس گروهی بنام طالب در خاک پاکستان و جریان داشتن تربیت هزاران طالب دیگر در مدارس پاکستان یک پلان از قبل طرح شده بود که نیازمند مدیریت قوی غیر طالبانی بود.

با این حال وقتی خوب میدانیم که طالبان برای اهداف مشخص از سوی پاکستان ایجاد شده اند، پس چطور میتوانیم باور داشته باشیم که پاکستان در تعهدات خود برای تامین امنیت و صلح در افغانستان وفادار و پایبند است.

هرچند تا کنون صد ها وعده و نوید از سوی پاکستان به دولت افغانستان مبنی بر گفتگو با طلبان برای صلح با حکومت افغانستان داده شده است اما این وعده ها تنها جنبه ظاهری داشته و در نهان برخلاف تعهدات خود، پاکستان طالبان را برای افزایش دهشت افگنی در افغانستان تمویل و تجهیز میکند. این گمان نیز وجود دارد که پاکستان نیز برای حمایت از گروه های دهشت افگن در خاک افغانستان بخصوص طالبان ، همفکران بیرونی خود را دارد و سالانه ملیاردها دالر به بهانه مبارزه با تروریزم از این کشورها دریافت میکند.

بدون تردید دولتمردان افغان این مطلب را خیلی خوب درک کرده و به این نتیجه رسیده اند که طالبان از خود اختیاری برای مذاکره با دولت افغانستان نداشته و هرگز حاضر به صلح نخواهند شد، بناء توقع میرود که مقامات افغان دیگر مردم را فریب ندهند و در عوض صلح با دشمنان جنگی که ضد قانون و نظام شان است، برای پاکسازی افغانستان از شر این شیاطین وارد عمل شوند.

سران طالبان در پاکستان زندگی میکنند واین موضوع از دید کسی پنهان نیست. مردم افغانستانن همه شاهد دستگیری ده ها انتحارکننده پاکستانی توسط نیروهای امنیتی خود بوده اند و این را نیز خوب میدانند که تروریستان در داخل خاک پاکستان اموزش می بینند و برای انجام حملات دهشت افگنانه به افغانستان اعزام میشوند. نهاد های کشفی و امنیتی افغانستان اسناد کافی برای ثابت کردن مداخلات پاکستان و تجهیز و تمویل ترورستان بخصوص طالبان در دست دارند. بناءَ مشخص است که پاکستان چقدر نسبت به افغانستان دوستانه عمل کرده و به تعهدات خود پایبند است.

نکته جالب توجه این است که ظاهرن طالبان پس از مرگ رهبر نامرئی شان ملا عمر به دو گره بزرگ و چندین دسته دیگر تقسیم شده اند، با آنهم بطور سوال برانگیزانه ای حملات و تحرکات شان همچنان منسجم و برنامه ریزی شده پیش میرود. این موضوع ضمکن اینکه سوال برانگیز است، تا حدودی دال بر رهبری طالبان و دیگر ترورستان از سوی یک سازمان غیر طالبانی می باشد.

پس از افشا شدن مرگ ملا عمر گمان میرفت که طالبان قوت قبلی خود را از دست داده و توان چندانی برای مقابله با قوای امنیتی افغان را ندارند وشاید هم زمان فروپاشی این گروه نزدیک شده باشد، اما انچه خلاف این خوشبینی را ثابت ساخت همانا تشدید تحرکات طالبان و همچنان نظم بیش از پیش این گروه در تصرف ولایات و ولسوالی های افغانستان از نزد قوای دولتی است.

تاجائیکه میتوان برای اثبات این ادعا سقوط ولایت کندز و چندین ولسوالی در ولایات هلمند، فاریاب و حتا سقوط مقطعی ولسوالی غوریان هرات را نام برد و مهمتر اینکه در برخی موارد مقامات  محلی از احتمال سفوط ولسوالی های شان ابراز نگرانی کرده و خواهان توجه جدی حکومت مرکزی شدند.

به تازگی رئیس جمهور اشرف غنی نیز پس از سفرش به پاکستان در کنفرانس خبری مورخ 20 قوس 1394 در پاسخ به خبرنگران تائید کرد که طالبان گروه واحد نیستند که دولت بتواند با آنها مستقیما وارد گفتگو شود. وی گفت باید تحقیق وبررسی شود که ما با کدام یک از این گروه ها وارد گفتگو شویم تا مذاکرات صلح ما نتیجه بخش باشد.

با این حال چند پارچگی طالبان و ادعای چندین رهبری در این گروه حکومت افغانستان را با چالش بزرگی مواجه ساخته است. افغانستان به عنوان متقاضی صلح برای انتخاب گروهی که صلاحیت صلح را داشته باشد در میان طالبان سرگردان خواهد ماند و این موضوع نهایت وقت گیر بوده و یقینن که پاکستان نیز افغانستانن را تازمانیکه رهبری طالبان مشخش گردد با چال و فریب های جدیدتری مصروف نگه خواهد داشت.

هرچند گزارش موثقی مبنی بر تاریخ دقیق مرگ ملا عمر وجود ندارد ولی نظر اغلب برین است که رهبر طالبان حدود یک ونیم  سال قبل در پاکستان مرده است. به همین ملحوظ سوال اینجاست که در طولاین مدت چرا پاکستان مرگ ملا عمر را پنهان نگهداشته بود و افغانستان در این مدت با کی ها گفتگو می کرده است. چرا که قبل از نشر خبر مرگ ملا عمر دولت اعلام گرده بود که به زودی وارد دور جدیدی از گفتگو های صلح با طالبان میشوند.

در حالیکه هر بار وعده خلافی های پاکستان در قبال تعهداتش به افغانستان به وضوح دیده شده و حتا کار به جائی رسیده است که پاکستان از رهبران افغان خواهان عزل و نصب مقامات بلند پایه حکومتی نیز شده است، پس چگونه میتوان به این کشور اعتماد کرد؟

در تازه ترین مورد، رحمت الله نبیل رئیس عمومی امنیت ملی افغانستان بنابر آنچه بی حرمتی پاکستان به ملت افغانستان و مداخلات پاکستان در امور حکومتداری افغانستان عنوان گردیده بود، از سمتش استعفا کرد. هرچند این گفته ها از سوی رئیس جمهور غنی با لحن تند در کنفرانس خبری مورخ 20 قوس رد شد و رئیس جمهور غنی در حالیکه با جدیت صحبت میکرد گفت که هرفرد و یا کشوری که در امور داخلی و حکومتداری افغانستانن مداخله کند باید خود را آماده صدسال جنگ کند.

به باور اکثر شهروندان افغان، پاکستان در طول تاریخ به هیچ یک از وعده هایش نسبت به افغانستان صادق نبوده و بعد از این نیز هیچ گاه قدم موثری برای پیشرفت روند صلح با طالبان بر نخواهد داشت ، جز اینکه پاسخ هر خواسته و خواهش افغانستان را با حمله انتحاری و تشدید حملات حراس افگنی خواهد داد.

گواه این ادعا را میتوان سفر اخیررئیس جمهور غنی به پاکستان  در ماه قوس بیان کرد. در حالیکه رئیس جمهور غنی با نخست وزیر پاکستان در حال گفتگو روی موضوعات صلح با طالبان بود، طالبان در داخل افغانستان چندین حمله ترورستی را عملی ساختند از جمله حمله بالای میدان هوائی قندهار و حمله انتحاری جمعه شب 21 قوس 94 در منطقه شیرپور در مقابل سفارت اسپانیا در شهر کابل، آنهم درست دو روز پس از توافق پاکستان در راستای تلاش برای صلح در افغانستان و مبارزه با تروریزم.

در عین حال ، محمد محقق معاون دوم رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی درقسمتی از سخنرانی  خود در یکی از مساجد شهر کابل که بمناسبت میلاد نبی (ص) برگزار شده بود، از وخیم شدن اوضاع امنیتی کشور هشدار داد و از مردم خواست تا خود را برای یک جنگ شدید در بهار آینده آماده کنند.

آقای محقق همچنان در گفتگو با رسانه ها بیان داشت که پاکستان یک همسایه بد برای افغانستان است و باید دست های پنهان در پاکستان برای اجرای تعهدات خود با افغانستان مجبور ساخته شوند.

زمانیکه بی باوری ارکان بلند پایه حکومت به گفتگوی های صلح از بیانیه ها و صحبت های شان واضح است، پس این همه وقت صرف امری که تحقق آن یک خیال بیش نیست چه سود؟

آنچه تا کنون در طول سالهایی که حکومت افغانستان برای صلح تلاش کرده است هنوز هم واضح نشده است، خواسته طالبان از دولت افغانستان است. فرض کنیم اگر طالبان یک روند سیاسی باشند که برای صلح با دولت اعلام امادگی کنند. آیا این گروه خواهان سهم در حکومتداری در افغانستان اند؟

آیا این گروه عملن میخواهند قانون اساسی را تغییر دهند؟ آیا طالبان حاضر خواهند شد که آزادی زنان، آزادی بیان و دیگر آزادی های مردم را بپذیرند؟

از سویی شک و تردید هایی نیز در بین مردم نسبت به حکومت افغانستان بمیان آمده است. مردم گمان میبرند که دولت افغانستان نیز اختیاری از خود برای حل بحران داخلی و یک سو ساختن موضوع صلح با طالبان را ندارد. مردم باور دارند که اگر حکومت اجازه داشته باشد، طالب وامثال این گروه را در اسرع وقت از میان بر خواهد داشت.

به باور مردم قوای مسلح کشور توانمندی کامل برای مبارزه با حراس افگنان در کشور را دارند اما اینکه چرا دولت با گذشت بیش از ده سال هنوز هم برای صلح با آنهایی که هرگز به این خواسته افغانها جواب مثبت نخواهند داد ، ادامه میدهد؟

آنچه باورمندی مردم نسبت به رهبران افغان را از بین برده است، بی پروایی هاییست که دولتمردان نسبت به خون فرزندان این کشور از خود نشان میدهند.

طالبان هموراه با انجام حملات ترورستی شان زندگی هزاران زن ومرد وکودک بی گناه را گرفته اند و در عین حال سربازان امنیتی را در محاکم صحرانی خود سرمیبرند. طالبان که از بزرگترین ناقضین حقوق بشری اند، صد ها مورد محکمه صحرایی زنان و مردان بیگناه را یا با سنگسار کردن و یا با تیرباران کردن و سر بریدن انجام داده اند، اما عکس العمل دولتمردان افغانستان در قبال این همه جنایات طالبان عفو و خاموشی بوده است.

هر روز در قسمت های مختلف افغانستان دختر خردسالی سنگسار میشود، پسری با صورت سیاه شده چپه به خر سوار و در بین کوچه وبازاربه تماشا گرفته میشود، مردی به اتهام همکاری با دولت شب هنگام از خانه اش کشیده شده و سر بریده میشود، مسافرین به اتهام وابستگی به یک قوم و نژاد خاص از مسیر راه ربوده و سربریده میشوند، اما عکس العمل حکومت در این قبال چیزی جز خاموشی و تلاش های بی نتیجه برای صلح با مزدوران اجانب نیست.

حکومت همواره انتحار کنندگان ( که اکثرن پاکستانی یا اموزش دیده در پاکستان بودند)  را پس از دستگیری با اهدای جوایز و تحایف نقدی عفو نموده است، ولی طالبان سربازان افغان را سر میبرند ویا هم اعضای بدن آنها را با کارد و ساتور قطع میکنند.

افغانستان باید از پاکستان یاد بگیرد!

پس از حمله گروهی از ترورستان بر یک مکتب نظانی در پشاور پاکستان که یکسال از ان میگذرد، تا کنون 130 تن در پاکستان به اتهام دست داشتن در این رویداد اعدام شده اند.

پاکستان با اعدام و مجازات عاملین ترورستی اخیرا اعلام نمود که ریشه تروریستان را دران کشور خشکانده است، اما دولتمردان افغان ترورستان را عفو نموده و مجددن با عزت و احترام به آغوش گرم گروه های ترورستی می سپارد.

مردم میگویند که دولتمردان افغان تلاش دارند تا با عفو انتحارکنندگان، آزاد سازی زندانیان طالب و امتیازدهی به این گروه، اربابان خارجی خودرا راضی نگهدارند، اما گور بابای ملت بگذارید هر بلایی که میخواهد به سر مردم بیاید!

به قول اکثر شهروندان » تا زمانیکه زن و فرزند رهبران ما در خارج به سر میبرند و زندگی شان تامین و آسایش شان تضمین است، هرگز کسی به غم ملت بخت برگشته نخواهد بود».

مقوله ای از گذشته ها وجود دارد که نمد هرقدر در آب بماند سنگین تر میشود، با اینحال میتوان نتیجه گرفت که کهنه شدن موضوع صلح با طلبان دیگر باورمندی رسیدن به این خواب را از ملت گرفته است. حکومت طی ده سال اخیر یک قدم هم به صلح با طالبان نزدیک نشده است.

ملت افغانستان به این باور رسیده اند که هراس افگنی و حضور منسجم ونظم یافته طالبان و ظهورداعش در کشور، بخشی از برنامه ها و بازی سیاسی است که هر زعیم افغانستان قبل از رسیدن به قدرت باید موافقت نامه این سریال را امضاء نماید، در غیر آن دیگر دلیلی برای صلح با دشمنان واقعی افغانها وجود ندارد.

اقتصاد افغانستان روز به روز در حال رکود بوده و ملت در حال از دست دادن دار و ندار خود است. ملت دندان طمع را از حکومت کنده و به این دل خود را صبور دارد که تا زمانیکه حکومت دست از تلاش های بیموردش برای رسیدن به صلح با دشمنان مردم نکشد، هیچ خوشبینی برای بهبود وضعیت اقتصادی در کشور وجود ندارد.

طبق گزارش های منتشره در سال روان 1200 کارخانه تولیدی و صنعتی در کشور مسدود شده است که عامل اصلی ان نبود امنیت و نا امید شدن مردم از رسیدن به صلح پایدار در کشور است.

قابل توجه دولتمردان افغان!

صلح با طالبان وباورمندی به پاکستان دیگر معنایی ندارد. بهتر است که به این پروژه خاتمه دهید و خون ملت را با اهداف بیگانگان معامله نکنید.

سیدعبدالله ساداتDSC_0428 (3)

دسامبر2015

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s